اسرارالصلاة 1 (حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی)

اسرار الصلاة (1)

در بيان بعضى از اسرارطهارت

بدان كه طهارت چنانكه در بعضى از روايات تصريح شده از كليد هاى نماز است.

در اشاره به آنچه كه عاقل را از تفكر در حقيقت طهارت لازم مى آيد.

انسان عاقل بايد در حقيقت و ثمره ى طهارت بينديشد. و هر گاه دانست كه سعادت ظاهرى و باطنى در نظافت است، در آياتى كه در اين زمينه و بخصوص در اين آيه شريفه كن مى فرمايد:

ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج ولكن يريد ليطهركم  (مائده ٦ )

ترجمه: خدا نخواسته براى شما ( در دين ) هيچگونه سختى و دشوارى قرار دهد ولكن ميخواهد تا شما را پاكيزه گرداند.

و بعد آيه شريفه ديگر را كه مى فرمايد :

والله يحب المتطهرين (توبه ١٨٠ )

را ضميمه بنمايد و معناى محبت ذات اقدس حق را تعقل نموده و بداند ثمره حب و دوستى حضرت پروردگار بر داشتن پرده ها رو حجاب ها از دل بنده است كه در سايه اين امر آدمى به نور و سعادت دست ميابد...

 

اسرارالصلاة (2)

دربيان بعضى از اسرارطهارت

... نقل همان آيه سوره والشمس در اين زمينه كفايت ميكند كه پس از آن سوگند هاى عظيم، ذات اقدس حق ميفرمايد:

قد افلح من زكّيها. و قد خاب من دسّيها.

ترجمه: به تحقيق رستگار شد آن كس كه اين نفس را تزكيه نمود و پاك ساخت. و بى بهره گشت آنكه آنرا آلوده نمود.

اين همه تأكيد گوياى اين حقيقت است كه طهارت قلب به مراتب از طهارت بدن مهم تر است و وقتى كه ما طهارت را نصف ايمان دانستيم مسلماً آنچه را كه از اهميت بيشترى برخوردار است كه همان طهارت باطن باشد در بر خواهد داشت

 

اسرار الصلاة (3)

در باب عبرت وتوبه

هر گاه انسان در عظمت و بزرگى امر آخرت بينديشد و لذات بهشت با انواع و اقسام آن و بهجت و سرور و كرامتش را تصور كند،  و از آن طرف حسرت محروم شدن از اينها، و الم و درد و رنج عذاب آخرت و وقوع آنرا بر نفس خود در نظر آورد، همين تفكر و انديشيدن لامحاله اثرى به جاى ميگذارد كه آن اثر در تكميل توبه اش مؤثر خواهد بود و براى كسانيكه در ابتداى راه هستند فكر درباره ى مرگ و شدت آن و ناراحتى و حرارت و درد و رنج هنگام مفارقت روح از بدن، و حسرت آدمى در آن حال و جدائى او ازجميع آنچه كه به آنها دل بسته و همه كسانيكه با آنها انس گرفته و وحشت و تاريكى قبر و غربت آدمى در گور بسيار مؤثر است.

 

اسرارالصلاة (4)

در باب عبرت و توبه

خلاصه كلام آنكه آدمى اگر بدين ترتيب كه ذكر شد در عواقب احوال خود بينديشد كمترين اثرى كه در وجود او خواهد داشت، بريدن او از گناهان است. و اما اينكه ميبينيم در اكثر مردم چنين اثرى نميگذارد بدان خاطر است كه آنها  از ياد مرگ غافل اند و اگر هم دچار عارضه اى شوند و مرگ را به خاطر آورند فوراً خود را از ياد مرگ با امر ديگرى مشغول ميسازند.

ولى بزرگان اينچنين نبودند بلكه مرتب به گور خود سر ميزدند و در آن ميخوابيدند و خود را به آنچه كه اشقيا در گور خطاب ميشوند مخاطب مى ساختند تا اين عمل مانع اين شود كه آنها بدون تهيه اسباب سفر آخرت به اين منزل وارد شوند،

شيوه ایشان اين بود: براى خود قبرى آماده ساخته و در آن ميخوابند و اين آيه شريفه را كه زبان حال آدميان، پس ازمرگ است تلاوت مينمایند و مي گویند :

رب ارجعون لعلى اعمال صالحاً

خدا يا مرا برگردان اميد است كه ديگر كار هايم نيك و پسنديده باشد.

 

اسرارالصلاة (5)

در باب عبرت و توبه

هر يك از ما بايد بداند كه جامعه انسانى بمنزله كاروانى است كه ساربان آن به آهنگ خرابى و ويرانى اين دنيا اشترانش را ميراند و منادى آنان را به مرگ فرا ميخواند.

آگاه باشيد كه دنيا پيمان شكنى مكار است كه هر روز شوئى براى خود گيرد و در هر شبى اهلى را بقتل رساند و در هر ساعتى جمعى را پريشان سازد و چه بسيار كسانى از پيشينيان بودند كه به اين دنيا دل بسته اند و به فخر و مباهات به آن پرداختند ولى همه آنها را در هم كوبيد و روانه دوزخشان ساخت، كجاست آنكه مال و ثروت دنيا را جمع كرد و در حفظ حراست آن بسيار كوشيد و از انفاق در راه خدا بخل ورزيد، كجاست آنكه خانه ها ساخت و قصر ها بالا برد و مردمان را گرد آورد همه ى اينها چند روزى بيش نبود و عاقبت نهنگ مرگ آنها را در كام خود فرو برد.

 

اسرارالصلاة (6)

در باب عبرت و توبه

براى بريدن و دور شدن از معاصى همين تفكر دركيفيت مرگ مردمان

صالح و افراد نابكار تورا كفايت ميكند.

و اگر بنده اى به انجام توبه موفق شد، سزاوار است كه براى براى خود دفترى تهيه كند و هر آنچه كه از حقوق خدا از عبادات و ساير فرائض متوجه او ميشود وآنچه را كه مي بايست از آن اجتناب كند در آن بنويسد.

همچنين حقوق مردم از مال و آبرو ساير حقوق آنها كه مربوط به او ميشود ثبت كند.

سپس در طاعات قلبى تأمل كند كه آن نيز يا عينى است يا كفايى.

از جمله واجبات عينى قلبى، معرفت عقايد حقه واجبه و لو بطور اجمال ومعرفت احكام شرعى و لو به تقليد از مجتهدى در هنگام عمل و معرفت اخلاق و آفات اعمال و توبه و شكر و صبر و خوف و رجاء و نيت و اخلاص و غير اينها از اعمال قلبى كه بر هر مكلف واجب است.

و از جمله واجبات كفائى قلبى، معرفت و آشنايى به علم كلام براى پديدآورندگان براى پديد آورندگان بدعت دردين، و معرفت احكام شرعى زياد تر ازآنچه بر هر كس واجب عينى است.

امام حسین در کلام فرهیختگان

امام حسین در کلام فرهیختگان

با عنایت پروردگار متعال از امروز سخنانی از فرهیختگان جهان درمورد باب الحوائج سیدالشهداء امام حسین علیه السلام در قالب عکس بر روی کانال تلگرام و سایت مسجد جامع شهرک غرب قرار داده خواهد شد.

 

شماره 1 (چارلز دیکنز)

 

 

شماره 2 (توماس کارلایل) 

 

 

شماره 3 ( مهاتما گاندی)

 

شماره 4 ( محمد ابن ادریس شافعی )

 

شماره 5 ( جرج شکور )

 

 

شماره 6 (ایروینگ واشنگتن)

 

آخرین شب مهمان حرم (اینفوگرافی ساعات آخر شب عاشورا)

 

 در اینفوگرافی زیر اشاره ای به وقایع اتفاق افتاده در شب عاشورا خواهد شد. شبی که به عنوان آخرین شب عشاق حسینی در تاریخ زیباترین صحنه های دلدادگی را رقم زده است.

 

 

اینفوگرافی ساعات آخر شب عاشورا سال 61 هجری قمری

برای دریافت اینفوگرافی در ابعاد بزرگتر روی عکس کلیک کنید. 

 

حسين بن علي(عليهما السلام ) نزديک غروب تاسوعا پس از آن که از طرف دشمن مهلت داده شد( يا پس از نماز مغرب) در ميان افراد بني هاشم و ياران خويش قرار گرفت و اين خطابه را ايراد نمود:

 

«خدا را به بهترين وجه ستايش کرده و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هايش سپاسگزارم. خدايا! تو را مي ستايم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشيدي و قرآن را به ما آموختي و با دين و آيين آشنايمان ساختي و به ما گوش(حق شنو) و چشم(حق بين) و قلب(روشن) عطا فرمودي و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندي.

 

اما بعد، من اصحاب و ياراني بهتر از ياران خود نديدم و اهل بيت و خانداني باوفاتر و صديق تر از اهل بيت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزاي خير دهد».

 

آن گاه فرمود:«جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فراخوانده مي شوم و در محلي به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت مي رسم و اکنون وقت اين شهادت رسيده است. به اعتقاد من همين فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مي دهم که از اين سياهي شب استفاده کرده و هر يک از شما دست يکي از افراد خانواده مرا بگيرد و به سوي آبادي و شهر خويش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زيرا اين مردم فقط در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند با ديگران کاري نخواهند داشت، خدا به همه شما جزاي خير و پاداش نيک عنايت کند!»

 

آخرين آزمايش

حسين بن علي(عليهما السلام ) که در طول راه از مدينه تا کربلا و در موارد مختلف، شهادت خويش را اعلام نموده و به يارانش اجازه مرخصي داده و بيعت را از آنان برداشته بود، درشب عاشورا و براي آخرين بار نيزاين موضوع را با صراحت مطرح نمود که « قد قرب الموعد؛ يعني هنگام شهادت فرا رسيده است» و من بيعت خود را از شما برداشتم، از تاريکي شب استفاده کنيد و راه شهر و ديار خويش را پيش بگيريد.

اين پيشنهاد در واقع آخرين آزمايش بود از سوي آن حضرت و نتيجه اين آزمايش، عکس العمل ياران آن بزرگوار بود که هر يک با بيان خاص، وفاداري خود را به آن حضرت و استقامت و پايداري خويش را تا آخرين قطره خون اعلام داشتند و بدين گونه از اين آزمايش روسفيد و سرفراز بيرون آمدند.

 

حال پاسخ چند تن از اين ياران باوفا و اهل بيت صديق و باصفا:

1- اولين کسي که پس از سخنراني امام(ع) لب به سخن گشود برادرش عباس بن علي(ع) بود. او چنين گفت:" لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنين روزي را نياورد که ما تو را بگذاريم و به سوي شهر خود برگرديم."

 

2- آن گاه ساير افراد بني هاشم در تعقيب گفتار حضرت ابوالفضل و در همين زمينه سخناني گفتند که امام نگاهي به فرزندان عقيل کرد و چنين گفت:" حسبکم من القتل بمسلم اذهبوا قد أذنت لکم؛ کشته شدن مسلم براي شما بس است، من به شما اجازه دادم برويد."

 

آنان در پاسخ امام چنين گفتند: در اين صورت اگر از ما سؤال شود که چرا دست از مولا و پيشواي خود برداشتيد چه بگوييم؟ نه، به خدا سوگند! هيچ گاه چنين کاري را انجام نخواهيم داد؛ بلکه ثروت و جان و فرزندانمان را فداي راه تو مي کنيم و تا آخرين مرحله در رکاب تو مي جنگيم.

 

3- يکي ديگر از اين سخنگويان، مسلم بن عوسجه بود که چنين گفت: ما چگونه دست از ياري تو برداريم؟ در اين صورت در پيشگاه خدا چه عذري خواهيم داشت؟ به خدا سوگند! من از تو جدا نمي شوم تا با نيزه خود سينه دشمنان تو را بشکافم و تا شمشير در اختيار من است با آنان بجنگم و اگر هيچ سلاحي نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان مي روم تا جان به جان آفرين تسليم کنم.

 

4- يکي ديگر از ياران آن حضرت سعد بن عبدالله بود که چنين گفت: به خدا سوگند! ما دست از ياري تو برنمي داريم تا در پيشگاه خدا ثابت کنيم که حق پيامبر را درباره تو مراعات نموديم. به خدا سوگند! اگر بدانم که هفتاد مرتبه کشته مي شوم و بدنم را آتش زده و خاکسترم را زنده مي کنند، باز هم هرگز دست از ياري تو برنمي دارم و پس از هر بار زنده شدن به ياري ات مي شتابم؛ در صورتي که مي دانم اين مرگ يک بار بيش نيست و پس از آن نعمت بي پايان خداست.

 

5- زهيربن قين چنين گفت: يابن رسول الله! به خدا سوگند! دوست داشتم که در راه حمايت تو هزار بار کشته، باز زنده و دوباره کشته شوم و باز آرزو داشتم که با کشته شدن من، تو يا يکي از اين جوانان بني هاشم از مرگ نجات يابيد.

 

6- درهمين ساعت ها بود که خبر اسارت فرزند محمد بن بشيرحضرمي( يکي از ياران آن حضرت) به وي رسيد. امام به او فرمود: تو آزادي، برو و در آزادي فرزندت تلاش بکن.

محمد بن بشير گفت: به خدا سوگند! من هرگز دست از تو برنمي دارم! و اين جمله را نيز اضافه نمود: درندگان بيابان ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خويش قرار دهند اگر دست از تو بردارم.

امام چند قطعه لباس قيمتي به او داد تا در اختيار کساني که مي توانند در آزادي فرزندش تلاش کنند قرار دهد.

 

آن گاه که حسين بن علي(عليهما السلام) اين عکس العمل را از افراد بني هاشم و صحابه و يارانش ديد و آن کلمات و جملاتي که دليل بر آگاهي و احساس مسؤوليت و وفاداري آنان به مقام امامت بود، شنيد در ضمن دعا براي آنان«جزاکم الله خيرا؛ خدا به همه شما پاداش نيک عنايت کند» قاطعانه و صريح فرمود: إني غداً أقتل و کلکم تقتلون...؛ من فردا کشته خواهم شد و همه شما، و حتي قاسم و عبدالله شيرخوار، نيز با من کشته خواهند شد."

همه ياران آن حضرت با شنيدن اين بيان يک صدا چنين گفتند: ما نيز از خداي بزرگ سپاسگزاريم که با ياري تو به ما کرامت و با کشته شدن در رکاب تو به ما عزت و شرافت بخشيد. اي فرزند پيامبر! آيا ما نبايد خشنود باشيم از اين که در بهشت با تو هستيم؟

طبق نقل خرائج راوندي امام پرده را از جلو چشم آنان کنار زد و يکايک آنان محل خود و نعمت هايي که در بهشت برايشان مهيا شده است مشاهده نمودند.

 

برگرفته از پایگاه جامع عاشورا

 

 

 

منبع : کتاب سخنان حسين بن علي عليهما السلام ، از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 198.

 

مقالات دیگر...

صفحه3 از10

JoomShaper