بر خوان کرم

بر خوان کرم

از جمله ایام الله، دهة کرامت است که آغاز و انجام آن به ولادت دو کریم از خاندان کرامت و مجلای اسم اعظم کریم خداوندی، مزین گشته است، البته نامگذاری این ایام به دهۀ کرامت حکمتی اجتماعی دارد که برخاسته از روح کریمانه و قلب پاک مردم جامعۀ ماست، ولی شایسته است که به این مناسبت، از خوان کرم اهل بیت و احادیث شریف رسیده از آن بزرگواران، بهره مند شویم.

ماه ذیقعده، ماه رضوی(ع)

در هر یک از ماه های قمری مناسبتهایی مـرتبط بـا اهـل بیت(ع) وجود دارد که می توان آن ماه را به نام آن امام نامید؛ در ماه ذی قعده می توان به خاطر مناسبتهای مـربوط به امام رضا(ع) آن را ماه امام رضا(ع) نامید؛ چرا که ولادت و شهادت آن حضرت (بنا بـر قولی) در این ماه واقع شـده اسـت و از طرفی دیگر بهترین فصل زیارت آن حضرت؛ بلکه زیارت مخصوص ایشان است. همچنین ابتدای این ماه با ولادت خواهر گرانقدرش حضرت معصومه(س) مزین گشته و آخر این ماه نیز با شهادت حضرت جواد(ع) فرزند دلبند آن حضرت سـیاهپوش گردیده است. علاوه بر این، چند سالی است که اوّل تا یازدهم آن را «دهة کرامت» نامیده اند.

 

دهه کرامت

سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه و وجود مبارک امام هشتم (سلام الله علیهما) این دهه، دهه کرامت است؛ یعنی در این دهه می توان فرشته شد، چون کرامت در شناسنامه ملائکه است. وقتی ذات اقدس الهی فرشته ها را معرفی می کند در سوره مبارکه «انبیاء» می فرماید: ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ٭ لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ فرشته را بندگان کریم می داند و معرّفی این کرامت را به این دو عنصر محوری قرار می دهد که نه اهل افراط اند نه اهل تفریط اند. این جمله ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ این به منزله حدّ تامّ کرامت است؛ ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ﴾ چرا؟ چون ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ نه جلو می‎افتند نه دنبال، این اصل اوّل که ذات اقدس الهی در سوره «انبیاء» فرشته ها را به عنوان بندگان مکرّم معرفی می کند.

 

کرامت در کلام کریمان

کرامت در لغت به مـعنی سـخاوت، شـرافت و عزّت است: «کرم اگر وصف خدا واقع شود، مراد از آن احـسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد، نام اخلاق و افعال پسندیدۀ اوست که از وی ظاهر می شود. به کسی کریم نمی گویند؛ مـگر بـعد از آنـکه آن اخلاق و افعال از وی ظاهر شود و هر چیزی که در نوع خود شریف است، بـا کرم تـوصیف می شود.»

 

قرآن آشکارا اعلام می کند که انسان از کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است. مهم ترین آیۀ مربوط به کرامـت ذاتـی و اکـتسابی عبارت است از: «وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مـِنَ الطـَّیبَاتِ وَ فـَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»؛ «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهـوار) حـمل کردیم و از انـواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم، برتری بخشیدیم.»

 

در سخنی از امام صادق(علیه السلام)، سه ویژگی به عـنوان نـشانه های «کرم» معرفی شده است: «ثلاثة تدل علی کرم المرء: حسن الخلق و کظم الغیظ و غضّ الطرف» خوش خلقی و فرو خوردن خشم و چشم پوشی از اشتباهات دیگران. روایتی از امام علی(علیه السلام) نقل شده که فـرمود: «الکرم، مـِلک اللسان و بذل الاحسان» کرم آن است که انسان بر زبان خود، مسلط باشد و به دیگران احسان نماید. در روایتی دیگر، کرامت به خودداری از محرمات الهی و دور بودن از عیب و نقص تعریف شده: «trong>الکریم من تجنب المـحارم و تـنزه عن العیوب». مولای موحدان علی (علیه السلام) در کلامی، ویژگی فرد کریم را با عبارتی دیگر بیان فرموده است: «الکریم من یعفو مع القدرة و یعدل مع الأمرة و یکفّ لسانه و یبذل احسانه» کریم کسی اسـت کهـ در حـال اقتدار، از خطای دیگران بگذرد و زمـانی که حـکومت در دسـت اوست، به عدالت رفتار کند و زبانش را نگه دارد و به دیگران نیکی کند. گرچه هر یک از این گوهرهای خزانة کرامت، ظاهراً به گونه ای مـتفاوت، وصـف کریم و کرامـت را بیان فرموده، ولی می توان به اتفاق آن ها در یک امر دسـت یافـت که نیکو است آن وجه اتفاق و اشتراک را نیز از خود حضرت بشنویم. آن امام همام(علیه السلام)، در گفتاری کوتاه به آن اشاره فرموده: «الکرم نـتیجة عـلوّ المـهمة» کرم، ثمره و نتیجة بلندی همت انسان است و چه نکته زیبایی در این کلام کوتـاه نهفته است. بلند همتان، کریمان تاریخ اند و بلند همت، کسی است که زبانش رها و بی مهار، غضبش خروشان، گذشتش در حال ضـعف و حـکومتش هـمراه با ظلم و تبعیض و ستم به زیر دستان نباشد. از مرزهای الهی نگذرد و مـرتکب مـحرمات نشود و در برطرف کردن نقص و عیب خود تلاش کند و خوش خلق و نیکوکار باشد. مطلب آخر این که شاید بـتوان اسـتنباط نـمود که در مکتب انسان کامل، مراد از کرم، نیکی و احسان به بشریت است که در دو قالب ظـهور مـی کند: نـیکی به دیگران با بذل و بخشش به آن ها و نیکی به خود با نگه داری زبان، دوری از گـناه و پاکی از نـقایص روحـی که با نگاهی دقیق، این هم نوعی دیگر از احسان به دیگران است، آن گاه که جامعه از آلودگـی و گـناه پاک شود، بخل و ظلم و ستم و تبعیض رخت بر می بندد و کرم به معنای واقعی تحقق خـواهد یافـت. (نامه جامعه آبان 1388 - شماره 62)

 

بر خوان کرم

دﻫﻪ ﮐﺮاﻣﺖ ﯾﺎدآور ﻋﺎﻟﯽ ﺗﺮﯾﻦ و ﭘﺮﻣﻌﻨﺎﺗﺮﯾﻦ ﻋﻼیق ﻣﻬﺮ و وﻓﺎی ﯾﮏ ﺧﻮاﻫﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺎم ﺷﺎﻣﺦ اﻣﺎم و ﻣﻘﺘﺪا در ﻗﺎﻣﺖ ﯾﮏ ﺑﺮادر دﻟﺒﻨﺪ اﺳﺖ و ﻣﻈﻬﺮ ﺗﻤﺎم اﯾﺜﺎر و ﻋﺸﻖ ﮐﺎروان ﺧﺎﻧﺪان رﺳﺎﻟﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﮐﺮدﮔﯽ ﺣﻀﺮت اﻣﯿﺮ اﺣﻤﺪﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎ اﻟﺴﻼم، اﻣﯿﺮ ﺟﺎوداﻧﻪ ﻋﺸﻖ و وﻓﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻣﺎم، ﺑﺮادر و وﻟﯽ اﻣﺮ اﺳﺖ.

 

ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ و ﻋﺸﻖ و اﯾﺜﺎری ﮐﻪ ﺧﻮاﻫﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎن و دﻟﺪاده را ﺑﻪ ﻫﺠﺮت ﮐﺸﺎﻧﺪ و ﻏﺮﺑﺖ و ﺑﯿﻤﺎری و ﻣﺮگ در ﻓﺼﻞ ﺟﻮاﻧﯽ را ﺑﺮای او آﺳﺎن ﮐﺮد و ﺑﺮادر آزاده و ﺳﺮاﻓﺮاز ﺣﻀﺮت ﺷﺎﻫﭽﺮاغ ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم را وادار ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺒﺎزی و ﺷﻬﺎدت ﮐﺮد. ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ و ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺟﺰ در ﻣﻮرد ﻋﺸﻖ ﺣﻀﺮت زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی و ﺑﺮادر ﺑﺎ وﻓﺎﯾﺶ ﺣﻀﺮت اﺑﻮاﻟﻔﻀﻞ ﻋﺒﺎس ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻣﺼﺪاق ﻧﺪارد.

 

آری درود ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻋﻠﯿﻬﻢ اﻟﺴﻼم و ﺻﺪﻫﺎ ﺳﻼم و درود ﺑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ اﯾﺜﺎر و ﺷﺠﺎﻋﺖ و وﻓﺎﯾﺸﺎن. ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﺷﯿﻌﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ آل ﷲ در اﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺷﺎدی، ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﺰرگ اﻟﻬﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﻮاز ﻣﯽ روﻧﺪ. ﺳﺮاﺳﺮ اﯾﺮان اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﺳﻪ ﮐﺎﻧﻮن ﻣﻬﻢ، ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻣﻘﺪس ﻣﺸﻬﺪ، ﻗﻢ و ﺷﯿﺮاز آذﯾﻦ ﺑﻨﺪی ﻣﯽ ﺷﻮد و اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺎﻧﺪان رﺳﻮل اﷲ ﺻﻠﯽ اﷲ ﻋﻠﯿﻪ و آﻟﻪ و ﺳﻠﻢ ﻫﻤﮕﺎم ﺑﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎن ﺟﻬﺎن اﯾﻦ ﺳﺎﻋﺎت و اﯾﺎم را ﮔﺮاﻣﯽ ﻣﯽ دارﻧﺪ.

 

انیس جانها

مرد غریبی از شیعیان خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجداد شما هستم. از حج بازگشته ام و خرجی راه من تمام شده، اگر می توانید مبلغی را به من بدهید تا به وطنم بازگردم. وقتی به وطنم رسیدم، مبلغ پولی را که به من پرداخت نمودید، به فقرا صدقه می دهم. زیرا من در شهر خود فقیر نیستم. اینک در سفر درمانده شده ام.

 

امام برخاست و به اتاق دیگری رفت. دویست دینار آورد و از بالای در دست خویش فراز آورد و آن شخص را صدا زد و فرمود: این دویست دینار را بگیر و توشه ای راه کن و به آن تبرک بجوی. و لازم نیست که از جانب من معادل آن را صدقه بدهی. آن شخص دینارها ر گرفت و رفت. امام از آن اتاق به جای اول بازگشت. از ایشان پرسیدند: چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟ فرمود: تا شرمندگی نیاز و سؤال را در او نبینم.

 

کریمه اهل بیت(ع)

آیت اللَّه مرعشی فرمود: «روزگاری مشکلات فراوانی داشتم، از جمله آن که می خواستم دخترم را شوهر دهم ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت فاطمه معصومه علیها السلام رفته و با عتاب و خطاب، در حالی که اشکهایم سرازیر بود، گفتم: ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی ام اهمیتی نمی دهی؟ من چگونه با این بی مالی و بی چیزی دخترم را شوهر دهم؟ سپس با دلی شکسته به منزل بازگشتم. در این حال حالت غشوه ای مرا فرا گرفت و در همان حال شنیدم کسی در می زند. رفتم پشت در و آن را باز کردم. شخصی را دیدم که پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت: سیده تو را می طلبد، با عجله به حرم رفتم و چون به صحن شریف آن حضرت رسیدم، چند کنیز را دیدم که مشغول تمییز کردن ایوان طلا هستند. از سبب آن پرسیدم.

 

گفتند: هم اکنون سیده می آید. پس از اندکی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام آمد، آن بزرگوار در شکل و شمایل چون مادرم فاطمه زهرا علیها السلام بود «چون جدّه ام فاطمه زهرا علیها السلام را سه بار پیش از آن در خواب دیده بودم و می شناختم.» به نزد عمه ام رفته و دست وی را بوسیدم. آن گاه آن حضرت به من فرمود: ای شهاب! کی ما به فکر تو نبوده ایم که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی؟ تو از زمانی که به قم وارد شدی، زیر نظر و مورد عنایت ما بوده ای. در این حال از خواب بیدار شدم و چون دانستم که نسبت به حضرت معصومه علیها السلام اسائه ادب کرده ام. فوراً برای عذرخواهی به حرم شریف رفتم. پس از آن حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت.»(پاک نیا، عبدالکریم؛ خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، ص: 141)

 

حرمی دیگر

در عملیات والفجر یک، بر اثر اصابت گلوله کاتیوشا و موج انفجاری که نزدیکی من، صورت گرفت ابتدا ذات الریه گرفتم و بعد دردی کشنده سراسر کمر و پایم را فرا گرفت تا اینکه به کرمان برای معالجه انتقال یافتم.

 

در این شهر بعد از اینکه پزشکان مرا جواب کردند، گفتند امکان دارد در تهران معالجه شوم. پایم دیگر حرکت نمی کرد، دردم به قدری بود که نمی توانستم به تهران بروم. از طرفی از معالجه خود ناامید بودم. چون پزشکان گفته بودند بر اثر صدمات وارده به رگ کمر و نخاع امکان دارد دیگر نتوانم فعالیت بدنی داشته باشم. شب را با دعای کمیل و توسل به امامان آغاز کردم، نیمه های شب وقتی که در میان درد جانفرسا به خواب رفتم، در رویا منظره ای عجیب دیدم.

 

در خواب، صحرایی در نظرم مجسم شد، لبانم خشک بود و دنبال نجات دهنده ای می گشتم. در همین حال آقایی به من نزدیک شد، خوب که دقت کردم دیدم آن آقا شهید آیت الله دستغیب است. ایشان جلو آمدند و با همان لهجه شیرازی از من سوال کردند: «به دنبال چه می گردی؟» من جریان را گفتم، ایشان گفتند: آن چیزی که که تو دنبال آن هستی در این بیابان پیدا نخواهی کرد، تو باید از احمد بن موسی یاری طلبی. در میان درد و ناله، صبح از خواب برخاستم و به نزد سیدی به نام خوشرو، رفته، جریان ماوقع و آنچه را که در خواب دیده بودم با ایشان در میان گذاشتم.

 

وی توصیه نمود که هرچه زودتر به شیراز بروم. بعد از وضو وارد حرم مطهر شدم. در کنار حرم، پاهایم لیز خورد و ضعفی سراسر بدنم را فرا گرفت. دوباره دست به ضریح گرفتم و تضرع و زاری را آغاز نمودم که از حال رفتم. بخود که آمدم احساس کردم دیگر دردی در پاها و کمرم نیست. بلند شدم و راه رفتم و از حرم بیرون آمدم. در آستانه صحن مطهر عصایم را به یکی از خدام آستان دادم و گفتم دیگر به این نیازی ندارم.

 

در سایه سار شعر

هر کس به کسی نازد و من هم به مرامت

سلطان که تو باشی شوم ای شاه غلامت

 

آهو ز چه رو می دوید اینگونه به سرعت

تا پر نشده او برسد در صف دامت

 

امام صادق (ع) ‌‌‌‌‌‌و الگوی رفتاری یک مسلمان

توصیه امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌به پیروان خود، رعایت تقوی و نیکی و احسان کردن به جسم و جان خود است. این الگوی روابط که از سوی امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌مطرح شده است، برای هر مسلمان دیگر هم می-تواند مورد پیروی قرار گیرد. در جهانی که خلأهای معرفتی و عاطفی متأثر از سیطره مدرنیته روز به روز آشکارتر شده و همه انسان های فرهیخه به دنبال الگویی جایگزین هستند، این الگو اگر به خوبی و به درستی به مردم جهان معرفی شود، از ظرفیت و جاذبه کافی برای جلب همگان برخوردار است. انکار نباید کرد که این الگو نیازمند تبیین بیشتر و همراه با ذکر مصادیق است تا پیروی از آن آسان شود.

 

در نگاهی کلی می‌ توان آموزه‌‌‌‌‌‌ های دینی را به دو دسته آموزه‌‌‌‌‌‌ های مرتبط با ساحت اندیشه و آموزه‌‌‌‌‌‌ های مرتبط با ساحت رفتار تقسیم کرد. آموزه‌‌‌‌‌‌ های دسته نخست آموزه‌‌‌‌‌‌ هایی هستند که در بردارنده گزاره‌‌‌‌‌‌ هایی در باره عالم هستی و مراتب آن مانند عالم ماده و عالم مجردات و ویژگی های این جهان و آن جهان و در یک کلام مجموعه هست و نیست ‌‌‌‌‌‌هاست و آموزه‌‌‌‌‌‌ های دسته دوم آموزه‌‌‌‌‌‌ هایی هستند که در بردارنده گزاره‌‌‌‌‌‌ هایی در باره عالم تشریع و قوانین الهی و در یک کلام مجموعه بایدها و نباید هاست. البته در باره تقسیم‌‌‌‌‌‌بندی معارف و آموزه‌‌‌‌‌‌ های دینی روش سنتی دانشمندان مسلمان این بوده است که آنها را به سه دسته عقاید و باورها، احکام و رفتارها و اخلاق و سجایای نفسی تقسیم می ‌‌‌‌‌‌کرده ‌‌‌‌‌‌اند. ولی همان گونه که ذکر شد، در تقسیم ‌‌‌‌‌‌بندی دیگری که در این نوشتار مبنا قرار گرفته است مجموعه این آموزه‌‌‌‌‌‌ ها به دو دسته کلی تقسیم می‌‌‌‌‌‌ شود و بخش عمده اخلاق که ناظر به بایستگی‌‌‌‌‌‌ های اعضاء و جوارح آدمی است هم در بخش رفتارها قرار می‌‌‌‌‌‌ گیرد. این نوشتار بر آن است تا بر اساس نامه مهمی از امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌که در متون دینی ما وجود دارد، یک الگو برای روابط گوناگون مسلمانان پیشنهاد نماید. (۱)

 

مراد از متن دینی

 

وقتی از متون دینی سخن به میان می‌‌‌‌‌‌آید، مراد از متون دینی، متونی است که برای ما جنبه قدسی دارد. قرآن و سنت نبوی اصلی‌ ترین متن دینی مورد پذیرش همه مسلمانان است. ولی پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، افزون بر سنت نبوی، سنت ائمه معصومین علیهم السلام را هم به عنوان بخشی از متن دینی قبول دارند. در این نگاه متونی مانند تفاسیر قرآن و یا منابع فقهی هر چند مبتنی بر متون اصلی دینی هستند ولی طبعاً متن اصلی دینی به حساب نمی‌‌‌‌‌‌آید و تقدس و اعتبار و خدشه‌‌‌‌‌‌ناپذیری متون نوع اول را ندارند. در باره اعتبار و درستی آیات قرآن هیچ یک از مسلمانان تردیدی ندارند ولی در باره سنت با توجه به این که احادیث جعلی فراوانی در آنها وجود دارد، باید با بررسی‌‌‌‌‌‌ های سندشناسانه و نقدهای بیرونی و درونی روایات، ابتدا صحت صدور آنها را اثبات کرد، بنا بر این روشن است که تنها احادیثی که صدور آنها از سوی معصوم علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌اثبات شده باشد دارای اعتبارند و در متن دینی به مفهومی که ذکر شد، قرار می‌‌‌‌‌‌ گیرند.

 

امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌و اهمیت شناخت اندیشه‌‌‌‌‌‌ های وی

 

در میان ائمه معصومین مورد پذیرش پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام، امام ششم امام جعفر بن محمد الصادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌(تولد: ۸۰/۸۳ ق.، امامت: ۱۱۴ق. رحلت:  ۱۴۸ق.) به دلیل شرایط ویژه ‌‌‌‌‌‌ای که در ایام امامت خود داشت توانست بیش از دیگر امامان به بیان مواضع مختلف خود در باره مسائل اندیشه ‌‌‌‌‌‌ای، رفتاری و اخلاقی بپردازد. حجم قابل توجهی از روایات شیعی منقول از این امام همام است. امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌ را می‌ توان نخستین تدوین کننده اندیشه های مکتب اهل بیت علیهم السلام در جنبه اندیشه و رفتار شمرد. این مسأله تا بدان پایه بود که حتی امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌را به عنوان مؤسس مذهب و یا مذهب شیعه را به عنوان مذهب جعفری منسوب به نام امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌شمرده ‌‌‌‌‌‌اند. بدیهی است بر اساس باور شیعیان اثنی‌‌‌‌‌‌عشریه، این اندیشه‌‌‌‌‌‌ ها گرچه نزد امامان پیشین هم بود و اشاراتی به آن داشتند، اما امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌این فرصت را یافت که آنها را به صورتی سامان ‌‌‌‌‌‌مند و گسترده عرضه کند.

 

اعتبارسنجی نامه مورد استناد در این مقاله

 

این نامه که قدیم ترین نقل آن در بخش الروضه کتاب الکافی مرحوم کلینی آمده است (ج ۸، صص ۲ـ۱۴) در منابع دیگر از جمله کتاب الوافی فیض کاشانی (۱۰۹۱ق.) (ج ۲۶، صص ۹۷ـ ۱۱۳) و تحف العقول نوشته مرحوم ابن‌‌‌‌‌‌شعبه حرانی از علمای قرن چهارم (صص ۳۱۳ـ ۳۱۵) هم آمده است و نسخه‌‌‌‌‌‌ های مختلف این نامه با وجود اختلاف جزئی در چینش مطالب، یکسان است. در این مقاله تنها بر نسخه مندرج در کتاب الکافی تکیه شده است.  اگر قرار باشد در مقام نقد بیرونی این نامه و سنجش میزان اعتماد به صحت صدور آن هم یک بررسی مختصر صورت گرفته باشد، باید بگوییم این نامه از سه طریق مختلف روایت شده است:

 

طریق نخست: مُحَمَّدُ بْنُ یعْقُوبَ الْكُلَینِی قَالَ حَدَّثَنِی عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَفْصٍ الْمُؤَذِّنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع طریق دوم: وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع طریق سوم: حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ الْكُوفِی عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِیعِ الصَّحَّافِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَخْلَدٍ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع

 

این مقاله مختصر مجالی برای بررسی تفصیلی این سلسله اسناد نیست و به همین مقدار باید بسنده کرد که طریق دوم نقل نامه از اعتبار بالایی برخوردار است و خدشه ‌‌‌‌‌‌ای بر آن وارد نیست و با استناد به آن به راحتی می‌ توان حکم کرد که به راستی این نامه از سوی امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌صادر شده است. در مقدمه این نامه چنین آمده است که وقتی امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌این نامه را خطاب به یاران و پیروان خود نوشت، به آنها دستور داد مدام به این نامه توجه داشته باشند و در آن تأمل کنند و بکوشند به آن پای ‌‌‌‌‌‌بند باشند و به آن عمل کنند. شیعیان آن حضرت هم این نامه در نمازخانه‌‌‌‌‌‌ های داخل منازل خود گذاشته بودند و بعد از انجام فریضه نماز به تأمل در آن می‌‌‌‌‌‌پرداختند. (أَنَّهُ كَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَه إِلَى أَصْحَابِهِ وَ أَمَرَهُمْ بِمُدَارَسَتِهَا وَ النَّظَرِ فِیهَا وَ تَعَاهُدِهَا وَ الْعَمَلِ بِهَا فَكَانُوا یضَعُونَهَا فِی مَسَاجِدِ بُیوتِهِمْ فَإِذَا فَرَغُوا مِنَ الصَّلَاه نَظَرُوا فِیهَا، الکلینی، ج ۸، ص ۲). مفاد این نامه در بردارنده مطالب بسیار سودمندی است که استخراج و دسته ‌‌‌‌‌‌بندی آنها می‌ تواند الگویی برای سبک زندگی یک مسلمان در همه ابعاد به ویژه روابط مختلف مسلمانان در همه ادوار تاریخ از جمله دوران معاصر که چگونه دیندارانه زیستن یک پرسش عمومی است در اختیار ما قرار دهد.

 

سبک زندگی و الگوی روابط مسلمانان

 

روشن است که اگر قرار باشد روزی الگویی برای سبک زندگی مسلمانان پیشنهاد شود باید همه آموزه-های دینی مندرج در آیات قرآن، روایات نبوی و روایات اهل بیت پیامبر مورد بررسی قرار گیرد و در نوشتار حاضر تنها یکی از اسناد که البته از اهمیت زیادی برخوردار است مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. یک انسان دارای روابط مختلفی در زندگی خود است، این روابط را می‌ توان به شکلهای مختلفی تقسیم کرد. یکی از رایجترین این تقسیم‌‌‌‌‌‌بندی‌‌‌‌‌‌ ها، تقسیم آنها به چهار دسته کلی به شرح زیر است:

 

رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با دیگران، رابطه انسان با خود، رابطه انسان با طبیعت. این روابط بخشی از سبک زندگی هر انسانی را تشکیل می‌‌‌‌‌‌دهد. مراد از سبک زندگی هم الگوهای نانوشته ‌‌‌‌‌‌ای است که انسان همه رفتارهای خود را در قالب آن انجام می‌‌‌‌‌‌دهد. در این مقاله تنها سه بخش نخست این روابط یعنی رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با دیگران و رابطه انسان با خود مورد توجه قرار گرفته است.

 

دسته ‌‌‌‌‌‌بندی مطالب نامه

 

با مبنا قرار دادن دسته‌‌‌‌‌‌بندی فوق، متن طولانی نامه به دقت مطالعه و گویه‌‌‌‌‌‌ های برگرفته از آن ذیل هر یک از محورهای فوق قرار داده شد. و برای پرهیز از طولانی شدن حجم مقاله و نیز با توجه به دسترس بودن متن نامه در کتاب الکافی، از ذکر متن عربی آنها هم اجتناب شد. پیش از ورود به بحث تذکر این دو نکته لازم است:

 

یک: آن چه در این بخش مقاله آمده است، تنها گویه‌‌‌‌‌‌ ها و عباراتی مختصر است ولی برخی از این عناوین در متن نامه، دارای توضیحاتی گاه تا نیم صفحه است و در بسیاری از موارد امام علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌ابعاد این توصیه و مبنای شرعی و مستندات قرآنی آن و شواهد آن در زندگی پیامبر را هم توضیح فرموده ‌‌‌‌‌‌اند که طبعا با توجه به هدفی که این مقاله تعقیب می ‌‌‌‌‌‌کند از ذکر همه آنها چشم پوشیده شد.

 

دو: گویه‌‌‌‌‌‌ های استخراج شده از متن نامه ۵۵ بند بود ولی با توجه به تناسب برخی گویه‌‌‌‌‌‌ ها با دو بخش مختلف، این گونه‌‌‌‌‌‌ ها در هر دو بخش مورد استناد قرار گرفته است. همچنین برخی گویه‌‌‌‌‌‌ ها به دلیل مشابهت بسیار زیاد با هم در یک بند ذکر شده است. بنا بر این جمع گویه‌‌‌‌‌‌ های زیر الزاماً به تعداد گویه‌‌‌‌‌‌ های برداشت شده از نامه نیست.

 

اصلی‌ ترین و مهم ترین نکات مندرج در این نامه چنین است:

 

الف. رابطه انسان با خدا

 

۱- عاقبت نیکو و عافیت ‌‌‌‌‌‌خواهی از پروردگار

۲- اهتمام زیاد به تهلیل (ذکر لااله الا الله) و تسبیح (ذکر سبحان الله) و تقدیس خداوند و خاکساری در برابر ذات اقدس خداوند

۳- اهتمام زیاد به دعا (دو بار ذکر شده است)

۴- رغبت به آن چه خداوند ما را به آن ترغیب کرده است.

۵- دوری جستن از انس گرفتن به آن چه خداوند حرام کرده است

۶- پیروی نکردن از هوای و هوس و برداشت های شخصی در امر دین و پای‌‌‌‌‌‌بندی تمام به حلال و حرام های الهی

۷- پیروی از زندگی پیامبر و پیروی نکردن از هوی و هوس و برداشت های شخصی در فهم و تفسیر زندگی پیامبر

۸- یک بار دست بلند کردن به هنگام آغاز نماز

۹- اهتمام به ذکر خدا در ساعات مختلف روز و شب

۱۰- کوشش فراوان برای فرمان بردن از خدا و بندگی او (دو بار ذکر شده است)

۱۱- اهتمام به حفظ آن چه از رسول خدا و ائمه اهل بیت او باقی مانده است

۱۲- رضایت داشتن از آن چه خدا ساخته و خواسته است

۱۳- اهتمام به نمازهای روزانه

۱۴- دوری جستن از بازداشتن (حبس) حقوق الهی

۱۵- ولایت ‌‌‌‌‌‌پذیری خدا و رسول خدا و مؤمنان و تبری جستن از دشمنان آنها

۱۶- وفای به عهدی که در برابر خداوند بر گردن دارد مانند ولایت پذیری، اقامه نماز، پرداخت زکات و دادن قرض الحسنه

۱۷- دوری جستن از آن چه خداوند آن را حرام کرده است

۱۸- توجه به این نکته که اسلام یعنی تسلیم در برابر حق

۱۹- اطاعت از خدا برای احسان به نفس

۲۰- دوری جستن از معصیت و گردن‌‌‌‌‌‌فرازی کردن در برابر خداوند (دو بار ذکر شده است.)

۲۱- توجه به این که هیچ کس جز خدا غنی کننده انسان نیست

۲۲- کوشش برای برخورداری از شفاعت شفاعت‌‌‌‌‌‌کنندگان از طریق به دست آوردن رضای خدا

۲۳- ترک نکردن فرمان خدا و فرمان هر کس که به پیروی از خدا فرا می‌‌‌‌‌‌خواند.

۲۴- عاقبت نیکو وعافیت خواستن از خدا

۲۵- درخواست از خداوند برای جای دادن اسلام در سینه خود و سخن گفتن بر اساس حق

۲۶- توجه کردن به این نکته که شرط محبوب خدا شدن پیروی از فرامین خدا و اولیای اوست.

 

ب. رابطه انسان با دیگران

۱- حفظ آرامش و وقار و سکینه

۲- حفظ حیاء و دوری جستن از هر آن چه صالحان پیش از ما از آنها دوری جسته ‌‌‌‌‌‌اند.

۳- خوش‌‌‌‌‌‌رفتاری با مخالفان و دوری جستن از شدت بخشیدن به مخالفت با آنها (دو بار ذکر شده است)

۴- برخورد نیکو داشتن با بدرفتاریها برای جلوگیری از نادیده گرفته شدن و زیر پا ماندن حق

۵- بازداشتن زبان جز از خیر و پرهیز از بدگویی و تهمت و دشمنی ‌‌‌‌‌‌ورزی

۶- دوری جستن از آن چه خداوند ما را از آن برحذر داشته است.

۷- سکوت جز در آن چه برای آخرت سودمند باشد.

۸- شکیبایی ورزیدن در برابر مشکلاتی که دشمنان در برابر پای‌‌‌‌‌‌بندی به حق ایجاد می ‌‌‌‌‌‌کنند.

۹- خوش رفتاری با مردم

۱۰- پرهیز از دشنام دادن به دشنام دهندگان به خدا و اولیاء خدا

۱۱- مهرورزی به مستمندان و دوری جستن از خوار شمردن و تکبر ورزیدن به آنها

۱۲- دوری جستن از فخرفروشی و خودبزرگ‌‌‌‌‌‌بینی

۱۳- دوری جستن از بغی و تعدی به حقوق دیگران

۱۴- دوری جستن از حسد

۱۵- کمک به مسلمانان مظلوم

۱۶- کمک به همدیگر

۱۷- دوری جستن در حد توان از بدگوئی علیه صالحان نزد پیشوای جامعه اسلامی و در تنگنا قرار دادن امام

۱۸- دوری جستن از در تنگنا قرار دادن برادران مسلمان

۱۹- دقت در مرزبندی‌‌‌‌‌‌ های اعتقادی و اجتماعی و دقت در این که انسان در شمار اهل باطل قرار نگیرد.

۲۰- پرهیز از قرار دادن خدا و امام و دین در معرض دشمنیهای اهل باطل

۲۱- قرار دادن حب و بغضها بر اساس معیارهای خداپسندانه

۲۲- عادت دادن نفس به بلاء و مصیبت در دنیا و تدبر در مصائب پیامبران که قرآن آنها را ذکر کرده است.

۲۳- پیروی کردن از هدایت و وقار و آرامش و حلم و خشوع و تقوا و راستگویی و وفای به عهد صالحان

 

ج. رابطه انسان با خود

۱- حفظ حیاء و دوری جستن از هر آن چه صالحان پیش از ما از آنها دوری جسته ‌‌‌‌‌‌اند،

۲- پرواپیشگی و رعایت تقوی، دوری جستن از آن چه خداوند ما را از آن برحذر داشته است.

۳- نیکی کردن به جسم و جان خود

۴- اطاعت از خدا برای احسان به نفس

 

جمع ‌‌‌‌‌‌بندی و نتیجه‌‌‌‌‌‌ گیری

 

با مروری دوباره بر مجموعه گویه‌‌‌‌‌‌ هایی که ذکر شد، می‌ توان گفت در باره رابطه انسان با خدای خود، اگر موارد مشترک و قابل ادغام در موارد بیست و شش‌‌‌‌‌‌گانه مد نظر قرار گیرد و به گونه ‌‌‌‌‌‌ای در هم ادغام شود، از نظر امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌رابطه مطلوب پیروان آن حضرت با خدای متعال باید از ویژگی های زیر برخوردار باشد:

 

توجه مدام به جایگاه و مقام و منزلت خداوندی

 

اهتمام به انجام خواسته‌‌‌‌‌‌ های خدا و دوری جستن از آن چه خداوند آن را ناپسند می‌‌‌‌‌‌داند به دور از برداشت های شخصی، رضایت داشتن به تقدیر الهی، معیار قرار دادن پیامبر و اهل بیت او، انجام عبادات، مداومت بر ذکر خدا، اهتمام به دعا.

 

زنده و آشکار نگاه داشتن نشانه‌‌‌‌‌‌ های دین خدا

و در باره روابط اجتماعی مسلمانان با یکدیگر که از مهمترین روابطی است که یک انسان با آن سر و کار دارد، بررسی مؤلفه‌‌‌‌‌‌ های برداشت شده از نامه، نشان‌‌‌‌‌‌دهنده آن است که در نگاهی کلی و با ادغام گویه‌‌‌‌‌‌ های مرتبط با هم، می‌ توان گفت امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌رابطه  مطلوب شیعیان خود با دیگر شهروندان را تابع ویژگی های زیر می ‌‌‌‌‌‌دانسته ‌‌‌‌‌‌اند:

۱- دوری جستن از آن چه خداوند ما را از آن برحذر داشته است.

۲- رعایت همه موازین اخلاقی در برخوردهای اجتماعی مانند حیاء، وقار، خوش‌‌‌‌‌‌رفتاری، و دوری جستن از دشمنی نورزیدن، دشنام، فخرفروشی، حسد، بدگویی و تهمت

۳- دقت در مرزبندی‌‌‌‌‌‌ های اعتقادی و اجتماعی و کوشش برای قرار داشتن در صف انسانهای صالح و معیار قرار دادن رفتار صالحان

۴- داشتن روحیه کمک به یکدیگر به ویژه نسبت به مستمندان

۵- شکیبایی ورزیدن در برابر مشکلات رفتار حق ‌‌‌‌‌‌مدارانه. و همچنین در باره رابطه انسان با نفس خود، خلاصه توصیه امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌به پیروان خود، رعایت تقوی و نیکی و احسان کردن به جسم و جان خود است. این الگوی روابط که از سوی امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌مطرح شده است، برای هر مسلمان دیگر هم می-تواند مورد پیروی قرار گیرد. در جهانی که خلأهای معرفتی و عاطفی متأثر از سیطره مدرنیته روز به روز آشکارتر شده و همه انسانهای فرهیخه به دنبال الگویی جایگزین هستند، این الگو اگر به خوبی و به درستی به مردم جهان معرفی شود، از ظرفیت و جاذبه کافی برای جلب همگان برخوردار است. انکار نباید کرد که این الگو نیازمند تبیین بیشتر و همراه با ذکر مصادیق است تا پیروی از آن آسان شود. امام صادق علیه ‌السلام ‌‌‌‌‌‌در بخشی از این نامه فرموده ‌‌‌‌‌‌اند: هَذَا أَدَبُنَا أَدَبُ اللَّهِ فَخُذُوا بِهِ وَ تَفَهَّمُوهُ وَ اعْقِلُوهُ وَ لَا تَنْبِذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ مَا وَافَقَ هُدَاكُمْ أَخَذْتُمْ بِهِ وَ مَا وَافَقَ هَوَاكُمْ طَرَحْتُمُوهُ وَ لَمْ تَأْخُذُوا بِهِ این آداب (پیشنهادی) ما و همان آداب خدایی است، آن را دریابید و آن را فهم کنید و در آن بیاندیشید و آن را پشت سر خود نیناندازید، اگر چنین کنید و به این آداب عمل کنید، به آن چه سازگار با هدایت ‌‌‌‌‌‌یافتگی شماست دست یافته ‌‌‌‌‌‌اید و به آن چه سازگار با هواپرستی شماست پشت کرده ‌‌‌‌‌‌اید و آن را وانهاده ‌‌‌‌‌‌اید.

 

این پیام تنها خطاب به مخاطبان اولیه نامه نیست، این پیام همه مسلمانان  و بلکه همه انسانهای حقجو را به خود فرا می‌‌‌‌‌‌خواند. امید است این گونه نشست های علمی در همه دانشگاه ها و مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام  گسترش یابد تا بتوان با تبادل آراء به درکی ژرف ‌‌‌‌‌‌تر و گسترده ‌‌‌‌‌‌تر از آموزه‌‌‌‌‌‌ های دینی، با همدلی و همفکری در راه عزت امت اسلامی گام های مؤثرتری برداریم.

 

حوزه/

مقالات دیگر...

صفحه1 از49

JoomShaper