« شعبان، فرصت عاشقی »

« شعبان، فرصت عاشقی »

 

آیات اخلاق در سیمای حسینی در دو بخش، حسین(ع) آتش عشق خدا، حسین(ع)؛ فرزند ابراهیم، ارتباط حضرت مهدی(عج) با امام حسین(ع)، سکولاریسم از منظر امام حسین(ع)، مزار امام حسین(ع) از آغازین روز، حماسه آفرینان دلاور، مجموعه تصاویر امام حسین(ع)، کارت پستال امام حسین(ع) و میلاد امام حسین علیه السلام بخش های مختلف ویژه نامه «امام حسین (ع)» را تشکیل می دهد.

 

در بخش «آیات اخلاق در سیمای حسینی» آمده است: «امام حسین علیه السلام نمونه متعالی و کامل رضا و تسلیم است و در رفتار و گفتارش، رضایت و تسلیم حق موج می زند. امام صادق علیه السلام سوره «والفجر» را سوره حسین می نامد، زیرا که او جلوه تام و تمام این آیه است که می فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة» آن حضرت همان روح آرامش یافته در سایه یاد خداست که فرمود: «الابذکر الله تطمئن القلوب» و در حالی به سوی ملکوت اعلی پرکشید که رضایت و تسلیم خویش را با همه وجود به اثبات رساند.»

 

در بخش «حسین آتش عشق خدا» می خوانیم: «پس از آن که جناب حسین بن علی سلام الله علیه پیروز و سربلند از میدان عشق و شهادت بیرون آمد و همه هستی خویش را در پای دلدارش ریخت، خدای سبحان به جناب ایشان امتیازاتی داد که به هیچ کدام از ائمه معصومین علیهم السلام چنین ویژگی هایی داده نشده است.»

 

«یکی از چندین امتیاز ویژه امام حسین علیه السلام این است که همه کارهای مربوط به مولایمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام با سرعت انجام می گیرد. سرعت منحصربه فرد حضرت امام حسین علیه السلام در چندین محور قابل توضیح و بررسی است، سرعت در عالم تکوین؛ سرعت در عالم تشریع؛ سرعت در آفرینش و سرعت در آشتی دادن بندگان فراری با خدای سبحان و غیره.»

 

آموزگار فتوت و مردانگی، مقام عباس علیه السلام، اسوه برادری، کودکی و نوجوانی ابوالفضل(ع)، چگونه زیستن و فاتح حقیقی، جانبازان؛ رهبران نهضت، اسوه ایثار، مجموعه تصاویر حضرت ابوالفضل(ع)، کارت پستال حضرت ابوالفضل(ع)، میلاد حضرت عباس علیه السلام، ابوالفضل در عاشورا از جهاد تا تعهد عناوین اصلی ویژه نامه «حضرت ابوالفضل(ع)» است.

 

در بخش «آموزگار فتوت و مردانگی» چنین می خوانیم: «ولادت نخستین فرزند ام البنین، در روز چهارم شعبان سال 26 هجری در مدینه بود. تولد عباس، خانه علی و دل مولا را روشن و سرشار از امید ساخت، چون حضرت می دیدند در کربلایی که در پیش است، این فرزند، پرچمدار و جان نثار آن فرزندش خواهد بود و عباس علی، فدای حسینِ فاطمه خواهد شد.»

 

«وقتی به دنیا آمد حضرت علی(ع) در گوش او اذان و اقامه گفت، نام خدا و رسول را بر گوش او خواند و او را با توحید و رسالت و دین، پیوند داد و نام او را عباس نهاد. در روز هفتم تولدش طبق رسم و سنت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.»

 

در ادامه آمده است: «آن حضرت، گاهی قنداقه عباس خردسال را در آغوش می گرفت و آستینِ دست های کوچک او را بالا می زد و بر بازوان او بوسه می زد و اشک می ریخت. روزی مادرش ام البنین که شاهد این صحنه بود، سبب گریه امام را پرسید. حضرت فرمود: این دست ها در راه کمک و نصرت برادرش حسین، قطع خواهد شد، گریه من برای آن روز است...»

 

اخلاق در سیره امام سجاد(ع)، به کارگیری دعا برای انقلاب سازی، انسان و خدا در دعای امام سجاد(ع)، نقش امام سجاد(ع) در ابلاغ پیام کربلا، راوی سجاده های خونین، امام سجاد(ع) و ماجرای کربلا، پیشوای هدایت و سرچشمه معرفت، مجموعه تصاویر امام سجاد(ع)، کارت پستال امام سجاد(ع)، میلاد امام سجاد علیه السلام و شخصیت امام سجاد علیه السلام بخش های اصلی این ویژه نامه هستند.

 

در بخش «اخلاق در سیره امام سجاد(ع)» چنین آورده شده است: «آموزه های وحیانی قرآن را می توان به سه بخش اصلی دسته بندی کرد. بخشی که به حوزه های شناختی و معرفتی و بینشی مربوط است و بخشی که به حوزه های حقوقی تعلق می گیرد و بخشی که به اصول اخلاقی توجه می دهد.»

 

«کلام امامان(ع) و سیره علمی و عملی آنان دربردارنده همه این بخش هاست ولی آن چه در کلام امام سجاد و سیره عملی آن امان همام(ع) به صورت شاخص نمود دارد حوزه های حقوقی و اخلاقی است. حوزه حقوقی بخشی قابل توجه از کلمات آن حضرت را در بر می گیرد و آن حضرت در جای جای کلمات و سخنان خویش می کوشد تا به بیان حقوق هر یک از افراد در حوزه رفتارهای اجتماعی بپردازد تا اشخاص بتوانند با بهره گیری از آن ها رفتارهای جمعی خویش را سامان دهند ...»

 

حوزه دات نت/

نسیم باد نوروزی

نسیم باد نوروزی

نوروز قرن هاست بر همة جشن های جهان فخر می فروشد، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر آغاز. جشن های دیگر، اغلب انسان ها را از کارگاها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ ها و کشتزارها، در میان اطاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند؛ اما برخلاف آن جشن های ملی، نوروز همه را به دشت و صحرا، استشمام بوی عطر گل ها، مشاهده درخشش آفتاب، شنیدن نغمه های دل انگیز بلبلان و گنجشک ها، خروش پر شتاب رودخانه ها و نغمه دل انگیز لرزش طبیعت و دریاها دعوت می کند.

 

خاستگاه نوروز

بیشتر حکایات اسطوره ای ـ افسانه ای ایران، دورة پیشدادی را زمان پیدایی نوروز و جمشید و چهارمین پادشاه پیشدادی را بنیانگذار نوروز و آئین نوروزی به شمار آورده اند. دوران جمشید، دورانی طلایی به شمار آمده است؛ در آن دوران خوردنی ها کاهش نمی یافت، چهارپایان و مردمان نمی مردند، گیاهان نمی خشکیدند، سرما و گرما و پیری و رشک وجود نداشت. جمشید بر هفت کشور زمین فرمان می راند و نیک بختی، شهرت، گله و رمه، خشنودی و حرمت را از دیوان گرفته بود؛ پس آنگاه که دروغ گفت، فرّه به صورت مرغی از پیش او بیرون رفت.[1] جمشید شخصیتی این جهانی و محبوب ترین چهره در دوران کهن ایرانی بوده است. او همه آفریده های مادی را از آن خود می شمرد و مدعی بود که آب و گیاه و خورشید و ماه را آفریده است. پیوند نوروز با جمشید از سویی به کهن سال بودن نوروز و از سوی دیگر به محبوب بودن چهره جمشید و خاطره خوشی که از او در ذهن مردم بازمانده، اشاره دارد.[2] فردوسی در داستان پدید آمدن نوروز نقل می کند که وقتی جمشید از کارهای کشوری بیاسود، بر تخت کیانی نشست و همه بزرگان لشگری و کشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند و بر او گوهر پاشیدند؛ جمشید آن روز را که نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود، نوروز نامید و جشن گرفت.

 

نامگذاری نوروز

در علت نامگذاری نوروز با توجه به ترکیب کلمه نوروز که از دو کلمه نو و روز تشکیل شده است، تقریباً اختلاف نظری وجود ندارد؛ اما اگر اختلافی هست، در شخصیتی است که این روز را نام نهاد. مسلم این است که نوروز آغاز تحولی مثبت در جامعه آن روز بوده است یا خصم نابود شده یا عدالت گسترش یافته است. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار از قول ابوریحان بیرونی می نویسد: بعضی از حشویه گفته اند که وقتی سلیمان بن داوود انگشتر خود را گم کرده بود، ملک و پادشاهی از او رخت بربست؛ اما بعد از چهل روز آن انگشتر را یافت و بعد از آن شوکتش به او بازگشت و پادشاهان نزد او آمدند و پرندگان به فرمان او درآمدند و فارسیان گفتند: نوروز آمد؛ یعنی روز جدید آمد و به این خاطر نوروز نام گرفت که سلیمان به باد فرمان داد و پرستوها را به حضور پذیرفت.[3] اما علامه مجلسی خود می نویسد: جمشید بر سراسر جهان تسلط یافت و سرزمین ایران را آباد کرد و اسباب کارها و امور در نوروز برای او تکمیل و موزون شد، از این رو این روز آغاز سال عجم گردید. [4]

 

درباره پیدایش و وجه تسمیه نوروز، افسانه های بسیار نقل شده است. یکی از آن ها که در وجه تسمیه نوروز جلب توجه می کند، این است که بعضی گفته اند که جمشید که او اول جم نام داشت و عرب ها او را منوشلح می گویند، سیر عالم می کرد. چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی را بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده و بر آن تخت بنشست؛ همین که آفتاب طلوع کرد و پرتواش بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غایت روشنی پدید آمد. مردمان از آن شادمان شدند و گفتند این روز نو است.[5] همچنین در این مورد در نوروزنامه اشاره ای چنین شده است: ایزد تعالی آفتاب را از نور بیافرید و آسمان ها و زمین بدو پرورش داد و جهانیان چشم بر وی دارند که نوریست از نورهای ایزد تعالی و اندر وی با جلال و تعظیم نگرند که در آفرینش وی را ایزد تعالی عنایت بیش از دیگران بوده است؛ چون ایزد تبارک بدان هنگام فرمان فرستاد که ثبات بر کرد تا تابش و منفعت او به همه چیزها برسد. آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را.[6]

 

نوروز در میان زرتشتیان

عید نوروز و جایگاه آن در نزد ایرانیان، دیرین و کهن است. برجسته ترین انگیزه راستین این جشن بر آن پایه استوار است که آغاز سال می باشد و آغاز بهار. سال در نزد ایرانیان به دو بخش تقسیم می شده، تابستان و زمستان. تابستان هفت ماه از آغاز بهار و فروردین ماه بوده تا پایان مهرماه و زمستان بزرگ که از یکم دی ماه تا پایان اسفندماه و پنجه بزرگ یا روزهای کبیسه در شمار بوده است. ایرانیان شمالی که کیش و آیین زرتشتی نیز داشته اند، آغاز سال را با فرا رسیدن بهار و قرار گرفتن برج حمل در آفتاب آغاز کرده و آن را جشن می گرفته اند؛ اما ایرانیان جنوبی آغاز سال را با آغاز فصل سرد و زمستان پنج ماهه برگزار کرده و جشن مهرگان را بسیار گرامی می داشتند. واژه سال در فرس باستان، جدا شده از واژه (سَرِدَ) به معنای سرد است، از این رو سال را با فصل سرد آغاز می کردند؛ چنانکه بعدها در گویش های جنوبی ایران نیز نوروز به (نو سرد) و (نَوسَرد) نامبردار شد. ساسانیان از ایرانیان جنوبی هستند، اما چون از آئین و کیش زرتشت پیروی می کردند، نوروز را به جای مهرگان، آغاز سال قرار دادند و مهرگان را نیز با همان فر و شکوه و آیین و بزرگداشت دیرین برقرار و نگاه داشتند؛ از همین روست که نوروز و مهرگان در پیش آن ها گونه ای پاکی و ارجمندی داشت و آیین و آداب یکسانی روا می داشتند و با نگرش به روایتی که از سلمان فارسی آورده اند، این پاکی و گردش دوگانه دیده می شود.[7] او می گوید: ما در روزگار زرتشتی بودن می گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و برتری این دو بر روزهای دیگر مانند برتری یاقوت و زبرجد است به گوهرهای دیگر.[8]

 

آغاز هر ماه و سال نزد آنان پاک بوده است و آیین های دینی انجام می داده اند. پاکی آغاز ماه بدان انگیزه بود که روز نخست هر ماه به نام خداوند هرمزد نام داشت و در این روز نمازهای ویژه خوانده می شد و به ویژه چون آغاز ماه و سال با هم برخورد می کرد، این به فال نیک و جشن و شادی همراه بود. البته در اوستا، کتاب دینی زرتشتیان، به نوروز و آئین های نوروزی اشاره ای نشده است، اما از تداول جشن های ششگانه گاهنبار[9] ایران باستان نام برده شده است.

 

عطر نوروز اسلامی

اسلام که همة رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان مصون داشت. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت. سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشقی نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود، پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه رسماً یک شعار شیعی گردید؛ مملو از خلوص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آن چنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. [10]

 

اسلام در برخورد با نوروز شیوه پذیرش سنت موجود و هدایت آن به سوی مطلوب را انتخاب کرد. زمانی که اسلام پا به عرصه وجود گذاشت، آداب و رسوم و باورهایی در شبه جزیره عربستان و دیگر نقاط جهان وجود داشت که شریعت اسلام در برخورد با آن سنت ها سه شیوه را اتخاذ کرد: یا آن ها را کاملاً تأیید نمود و بدون هیچ گونه تغییری پذیرفت و انجام آن را به پیروان خود توصیه کرد، مانند حرمت ماه های حرام و یا آن ها را کاملاً طرد و رد نمود، مانند سنت پسر خواندگی که اسلام آن را رد کرد و یا مواردی را مشروط به شرایطی پذیرفت، همچون نوروز که سنت دیرینه پارسیان است. در تأیید نوروز روایات فراوانی وارد شده است که نوروز به امامان: عرضه شد، آن بزرگواران آن را تأیید نموده و حتی سفارشات و توصیه هایی را در گرامی داشت نوروز بیان کردند؛ اما نوع سفارشات و دستورات، همگی دلالت بر جهت دهی این سنت ملی ایرانیان بوده است.[11]

 

نوروز این سنت دیرینه اختصاص به پارسیان داشت. هنگامی که اسلام ظهور کرد، این سنت توسط برخی به اطلاع امامان معصوم: رسید و عده ای، آن را مستقیماً به امامان عرضه کردند تا نظر آن بزرگواران را درباره این سنت بدانند. امام باقر(ع) فرمود: برای علی(ع) هدیه نوروز، آوردند، آن حضرت فرمود: این چیست؟ گفتند: ای امیر مؤمنان امروز نوروز است. آن حضرت فرمود: هر روز ما را نوروزمان سازید. و نیز مجوسیان چند ظرف نقره که در آن شکر ریخته بودند در نوروز به آن حضرت هدیه کردند، آن حضرت هدیه آن ها را پذیرفت و شکرها را بین یاران خود تقسیم کرد و آن ظروف را به عنوان جزیه قبول کرد.[12]

 

اسلام و رخدادهای نوروز

آنچه از برخی روایات اسلامی بر می آید، این است که بعضی اتفاقات مهم در روز نوروز رخ داده است که نشان از اهمیت این روز دارد.

 

نوروز روزیست که خداوند متعال از بندگان خود پیمان گرفت. معلی بن خنیس می نویسد، روز نوروز بر جعفربن محمدصادق(ع) وارد شدم. آن حضرت فرمود: آیا این روز را می شناسی؟ گفتم: فدایت شوم، این روزیست که عجم ها آن را گرامی داشته و به یکدیگر هدیه می دهند. پس امام صادق(ع) فرمودند: قسم به بیت عتیق که در مکه است، این چیزی نیست مگر آنکه به قدیم الایام مربوط است. برایت پرده برداری می کنم تا آن را بفهمی. گفتم: ای سرور من دانستن این از طرف شما برای من دوست داشتنی تر است، از این که مردگانم زنده شوند و دشمنانم بمیرند. پس فرمود: ای معلی مسلماً روز نوروز، رویست که خداوند در آن از بندگان پیمان ها گرفت که او را بپرستند و چیزی را شریک او ندانند و به رسولان و حجت های خداوند و ائمه معصومین: ایمان بیاورند.[13]

 

اخذ پیمان از بندگان قبل از خلقت مادی آن ها در آیات و روایات مسلم است. در ادبیات فارسی از آن روز به روز الست تعبیر می کنند و در کتب اسلامی آن را به عالم زر می شناسند. وجه تسمیه روز الست یا عالم زر آیات 172 و 173 سوره اعراف می باشد.

 

اتفاقاتی که زمینه پاگذاشتن انسان در زمین را فراهم می کند و به نوبه خود هر کدام نقش به سزایی در زندگی انسان ها دارد، طلوع خورشید و آن اول روزیست که خورشید در آن طلوع کرد، و هو یوم طلعت فیه الشمس. آغاز وزش باد وهبت به الریاح و به وسیله نوروز بادها وزیدن گرفت. آفرینش سبزه، و خلقت فیه زهره الارض و در آن روز سبزه زمین آفریده شد. خلقت آدم نیز مقارن با نوروز می باشد. اولین روز از ماه فروردین خداوند متعال آدم را در آن روز آفرید و امام صادق(ع) نیز در حدیثی خلقت انسان را مقارن با اول فروردین دانسته است. [14]

 

فرو نشستن کشتی نوح(ع) در نوروز اتفاق افتاده است. طوفان نوح و ماجرای عجیب هلاکت امت او و پسرش بسیار مشهور است. کشتی نوح بعد از مدت ها که به روی آب بود، با فرمان الهی با فرو رفتن آب زمین بر کوه جودی آرام گرفت. گفته اند این کوه در دیار بکر موصل که تورات به آن کوه آرارات نام داده، می باشد. [15]

 

شکسته شدن بت ها توسط حضرت ابراهیم(ع) نیز واقعه ای دیگر است که در نوروز اتفاق افتاده است. ابراهیم(ع) زمانی این کار را انجام داد که مردم از شهر خارج شده و حتی به او پیشنهاد داده بودند که تو هم با ما بیرون شهر بیا، اما ابراهیم بیماری خود را اظهار کرد و حماسه بت شکنی خود را در تاریخ جاودانه ساخت. آنچه در این داستان جاودانه می باشد، این است که ظاهراً مردم برای انجام مراسم عید از شهر خارج شده بودند و بت شکنی ابراهیم(ع) بنا به تصریح روایتی در نوروز بوده است: و هو الیوم الذی کسر فیه ابراهیم(ع) اصنام قومه. پس می توان گفت: که با ضمیمه شدن حدیث به آیات سوره صافات[16] مراسم نوروز در میان قوم ابراهیم(ع) نیز رواج داشته است و مردم به خاطر آن از شهر خارج شده اند.[17]

 

بت شکنی حضرت علی(ع) هم در نوروز رخ داده است؛ همان روزی که رسول خدا(ص) امیرمؤمنان را بر دوش گذاشت و او بت های قریش را از بالای بیت الله الحرام به پایین انداخت و شکست. بت شکنی علی(ع) بعد از فتح مکه اتفاق افتاد. فتح مکه از فرازهای مهم تاریخ اسلام است؛ به طوری که بعد از آن مسلمانان عزت و شکوه واقعی خود را یافته و در سال بعد قبایل اطراف با آن ها بیعت کرده و یکی بعد از دیگری مسلمان شدند. بت شکنی علی(ع) بعد از مبارزه 21 ساله پیامبر(ص) بسیار جالب توجه است. [18]

 

بیعت مسلمانان با علی(ع) در غدیر خم نیز از اتفاقات روز نوروز است؛ و هوالیوم الذی امر النبی(ص) اصحابه ان یبایعوا علیاً بأمرة المؤمنین؛[19] روزی که نبی اکرم(ص) به اصحاب خود دستور داد تا با علی در مورد حکومت یا امارت بیعت کنند. بیان رسول خدا(ص) در آن روز مبنی بر وصایت و ولایت حضرت علی(ع) به قدری اهمیت داشت که آیه تبلیغ نازل شد: ) یا أیّهَا الرّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ إِنّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ(؛[20] ای پیامبر آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان و اگر نرسانی تبلیغ رسالت و ادای وظیفه نکرده ای و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت که خدا گروه کافران را به هیچ راه موفقیت راهنمایی نخواهد کرد.

 

برخی روایات ظهور قائم آل محمد(ص) را نیز که نوروز دانسته اند؛ و هو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاة الامر ... و آن روزیست که در آن قائم آل محمد(ص) والیان امر ظاهر می شوند. ظهور حجت از آرزوهای دیرینه ائمه هدی:، شیعیان و همه مستضعفان عالم محسوب می شود؛ زیرا با آمدن امام مهدی آرزوهای انبیا و امامان: تحقق می یابد. تطبیق روز ظهور آن حضرت با نوروز نشانه خوبی بر فضیلت یافتن آن روز است. از امام صادق(ع) منقول است که خطاب به معلّی فرمودند: بدان هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت انتظار فرج نداشته باشیم؛ زیرا آن روز از روزهای ما و از روزهای شیعیان ماست، آن روز را عجم حفظ کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما عرب ها آن را ضایع کردید. [21]

 

آداب نوروز در اسلام

امام جعفر صادق(ع) به معلی فرمودند: روز نوروز را روزه بدار و غسل کن و چهار رکعت نماز به جا آور و در همین خبر است که فرمودند: این روزی است که خدای تعالی شما را آفرید، پس سزاوار است که به عبادت در این روز مشغول باشید. إذا کان یوم النیروز فاغتسل؛ وقتی نوروز شد غسل کن. طبق این حدیث غسل کردن از آداب نوروز محسوب می شود.[22] آب ریختن در نوروز جزء آداب نوروز ثبت شده که از قدیم الایام مرسوم بوده است. دهخدا می نویسد: در بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب می پاشیدند و این رسم در قرن های نخستین اسلامی نیز رایج بوده است. دیگر اینکه هدیه دادن در نوروز از قدیم الایام مرسوم بوده و در اسلام این رسم با همان کیفیت تأیید و رسم هدیه دادن به طور کلی مورد پذیرش واقع شده است. دید و بازدید نوروزی هم یکی از آداب نوروز بر شمرده شده و با توجه به آن، اسلام این رسم پسندیده در نوروز را تأیید کرده است، تهادوا و تواصلوا فی الله؛ به خاطر خدا به یکدیگر هدیه داده و صله رحم کنید.[23] هر چند این سنت ها در ایام دیگر سال واجب است و معنای آن این است که در همه احوال صله رحم واجب بوده، اما در نوروز این وجوب تأکید بیشتری داشته و یا اگر چه از حد وجوب پایین تر بیایم، مورد قبول واقع است. پوشیدن لباس تمیز و معطر نیز در نوروز سفارش شده است. همچنانکه در حدیثی آمده است، وقتی نوروز شد غسل کن و بهترین و پاکیزه ترین لباس هایت را بپوش و با بهترین عطرها خود را معطر کن.[24]

 

روزه گرفتن در نوروز سنت دیگری می باشد که در احادیث به آن اشاره شده است؛ زیرا در آن روز و هر روز مقدس روزه گرفتن خوب بوده، مگر در عید رسمی مسلمانان (قربان و فطر) که روزه گرفتن در آن حرام است، اما در اعیاد دیگر مانند بعثت و غدیر استحباب روزه گرفتن مؤکد است. خواندن نماز عید سفارش شده، در حالی که معمولاً هم در گذشته و هم در حال گروهی از مردم با ورود به نوروز به قدری از معنویات غافل می شوند که گویا خبر دیگری نیست. [25]

 

پی نوشت:

[1]. تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص 148.

[2]. اسماعیل پور، ابوالقاسم، از اسطوره تا تاریخ، ص 359 و 360.

[3]. بحارالانوار، ج 56، ص 139.

[4]. همان، ص 141.

[5]. خلف تبریزی، برهان قاطع، ج 4، ص 2192 ـ 2187.

[6]. نوروزنامه خیام، ص 4 و 5 .

[7]. رضایی، عبدالعظیم، تاریخ نوروز، ص 139 و 140.

[8]. بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه، ص 291.

[9]. واژه گاهنبار، کوتاه شدة گاهان بار است؛ یعنی گاه ها و زمان های به ثمر رسیدن و بار آمدن. این جشن به پیشة اصلی ایرانیان یعنی کشاورزی و دامداری ارتباط دارد. این جشن ها در شش هنگام یا شش چهره و در هر چهره به مدت پنج روز در سال برگزار می شده است.

[10]. شریعتی، علی، هبوط در کویر، ص 505 ـ 501 .

[11]. حسن آبادی، ابوالفضل، چشم انداز نوروز از نظر اسلام و تاریخ، ص 105.

[12]. وسایل الشیعه، ج 12، ص 214.

[13]. بحارالانوار، ج 56، ص 91 و 92.

[14]. همان، ص 105 ـ 92.

[15]. طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 10، ص 259 و بحارالانوار، ج 56، ص 93.

[16]. صافات ﴿37﴾ : 83 ـ 99.

[17]. بحارالانوار، ج 12، ص 32.

[18]. وسایل الشیعه، ج 8، ص 173 و 174 و حسن آبادی، همان، ص 78.

[19]. بحارالانوار، ج 56، ص 120.

[20]. مائده (5) : 67.

[21]. رسالة نوروزیه، آیت الله سید عزیزالله، امامت کاشانی.

[22]. محمدی ری شهری، میزان الحکمة، ج 7، ص 132.

[23]. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 205.

[24]. وسایل الشیعه، ج 5 ، ص 288.

[25]. حسن آبادی، همان، ص 92 و 93.

 

حوزه دات نت

مولود کعبه (ویژه نامه میلاد امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام)

مولود کعبه (ویژه نامه میلاد امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام)

حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در سیزدهم رجب سال سی ام عام الفیل در خانه کعبه متولد شد. پدرش حضرت ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بودند. آن حضرت از کودکی تحت تربیت مستقیم پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله قرار گرفت و بعد از بعثت آن حضرت، اولین کسی بود که اسلام آورد و همواره در راه پیشرفت اسلام جهاد و تلاش نمود. این ویژه نامه به مناسبت سالروز میلاد آن حضرت به خلاصه ای از زندگینامه و قطره ای از اقیانوس فضایل آن حضرت پرداخته است.

شناسنامه امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام

علی علیه السلام پسر ابو طالب (نامش عبد مناف) پسر عبد المطلب (نامش شیبه الحمد) پسر هاشم (نامش عمرو) پسر عبد مناف (نامش مغیره) پسر قصی بن کلاب بن مرة بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان است. آن حضرت بنا بر قول اکثر علما و مورخان در روز جمعه در حالی که سیزده روز از ماه رجب می گذشت، پای به عرصه وجود گذاشت. در فصول المهمه تاریخ تولد آن حضرت، شب یکشنبه بیست و سوم رجب ذکر شده است و در روایتی دیگر تولد آن حضرت را در روز یکشنبه هفتم شعبان، پس از گذشت سی سال از واقعه عام الفیل، ثبت کرده اند. برخی آن را بیست و نه سال پس از تولد خود پیامبر دانسته اند که سی سال از آن ماجرا می گذشته است. همچنین در این باره گفته شده که آن حضرت بیست و هشت سال قبل از بعثت پیامبر، دوازده سال داشته و یا ده ساله بوده که این قول در کتاب اصابه صحه گذارده شده است. گفته اند آن حضرت پیش از هجرت بیست و سه سال داشته ولی برخی دیگر گویند آن حضرت در آن هنگام بیست و پنج سال از عمرش می گذشته است.

امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، خانه زاد خداوند

فاطمه مادر علی علیه السلام و دختر اسد بن هاشم، یعنی دختر عموی شوهر خود ابوطالب بود، و آنها نخستین همسرانی بودند که به هاشم نسبت می رساندند. این بانوی بزرگزاده که افتخار پرستاری از پیغمبر خدا را داشت، در روز 13 رجب آن سال که درد زائیدن بروی فشار وارد ساخت، آمد و در مقابل کعبه، خانه خدا ایستاد و گفت: پروردگار! تو را به عظمت این خانه و به مقام کسی که آن را بنا کرده است، سوگند می دهم درد زائیدن را بر من آسان گردان! کسانی که ناظر بودند با کمال تعجب دیدند ناگهان ضلع بالای حجر الاسود شکست، و فاطمه همسرابوطالب به درون کعبه رفت و شکاف دیوار بهم آمد. موضوع بلافاصله دهن به دهن گشت و به گوش مرد و زن مکه رسید، و همه منتظر بودند ببینند سرانجام آن ماجرای شگفت انگیز چه خواهد بود. همسر ابوطالب سه روز در خانه کعبه به سر برد. روز چهارم کسانی که پیرامون کعبه گرد آمده بودند دیدند دیوار کعبه از همان جا بار دیگر شکاف برداشت و آن بانوی سرفراز در حالی که نوزاد خود را در آغوش داشت از درون خانه خدا بیرون آمد.

 

زندگی نامه امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام

تاریخ تولّد: سیزدهم ماه رجب، روز جمعه، سی سال پس از تولّد رسول خدا صلی الله علیه و آله و عام الفیل، در حدود سال 600 میلادی، بیست سال قبل از هجرت.

 

شش سال داشت که سرپرستی وی را حضرت محمّد صلی الله علیه و آله به عهده گرفت. پس از آن همیشه با آن حضرت بود، با او می خورد و با او می خوابید و با او بیدار می شد و سایه به سایه او؛ و پا به پای او راه می رفت و بزرگ می شد. ده سال از عمرش گذشته بود که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله به پیامبری برانگیخته شد و او اوّلین کسی بود که به رسول خدا ایمان آورد و اسلام را به عنوان آخرین دین خدا پذیرفت. شانزده سال از زمان را پشت سر گذاشته بود که محاصره اقتصادی آل هاشم شروع شد که به همراه پدرش و رسول خدا صلی الله علیه و آله سه سال در شعب ابی طالب، محصور و به نوعی زندانی شدند.

 

وقایع زندگی امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام پیش از هجرت

هنگامی که مادر حضرت علی علیه السلام نوزاد را خدمت پیامبر آورد با علاقه شدید آن حضرت نسبت به کودک روبرو شد. پیامبر از وی خواست که گهواره حضرت علی را در کنار رختخواب او قرار دهد از این جهت، زندگانی امام از روزهای نخست با لطف خاص پیامبر توام شد. نه تنها پیامبر گهواره حضرت علی را در موقع خواب حرکت می داد، بلکه در مواقعی از روز بدن او را می شست وشیر در کام او می ریخت، ودر موقع بیداری با او با کمال ملاطفت سخن می گفت.گاهی او را به سینه می فشرد ومی گفت: این کودک برادر من است ودر آینده ولی ویاور ووصی وهمسر دختر من خواهد بود. به سبب علاقه ای که به حضرت علی داشت هیچ گاه از او جدا نمی شد وهر موقع از مکه برای عبادت به خارج شهر می رفت حضرت علی علیه السلام را همچون برادر کوچک یا فرزند دلبندی همراه خود می برد.

 

وقایع زندگی امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام پس از هجرت

رسول خدا(ص)برای پایان دادن به اختلاف میان دو قبیله اوس و خزرج و کوتاه کردن دست یهود غارتگر به کمک وحی الهی قراردادها و طرحهایی تدوین کرد که به عقیده مورخان و دانشمندان محکم ترین پایه پیشرفت اسلام با همین طرحها و قراردادها پی ریزی شد و پس از چندی از همین مردم مختلف العقیده و ناتوان، امت واحد و ملتی نیرومند تشکیل داد و شهر یثرب به صورت بزرگترین پایگاه سیاسی و نظامی جزیرة العرب درآمد، و بدین وسیله اسلام در سراسر جهان توسعه یافت. و از جمله کارهای لازم و مهمی که انجام شد پیمان برادری و اخوتی بود که آن حضرت میان مهاجر و انصار بست و بدین ترتیب مهاجرین را که احساس غربت و بی کسی می کردند از پریشانی رهایی بخشید و خود نیز در این پیمان اخوت شرکت جسته و علی(ع) را به عنوان برادر خویش انتخاب کرد، و بدو که در مراسم مزبور ایستاده بود و برادر شدن یک یک از مهاجر و انصار را نظاره می نمود رو کرده و فرمود: تو هم برادر من باش.

 

وقایع زندگی امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام در دوره خلفا

بی تردید تحمل بار 25 سال سکوت و صبر در برابر حق کشی ها و نامردمی ها و ناهنجاری های آن زمان و تماشای غصب و یغمای منصبی که به اعتراف دوست و دشمن به وی تعلق داشت، از همه دلاوری ها و فداکاری ها و جهادها دشوارتر و ارزشمندتر بود؛ زیرا گرایش طبع انسان به تحرک و فعالیت و خلق حماسه در میدان های جنگ از سکون و انفعال و رکود فزون تر است؛ به ویژه کسی که تمام ورق های کتاب زندگی اش با مرکب رزم و حماسه آفرینی در راه خدا نوشته شده است. بر این بنیاد، سکوت و بردباری علی (ع) زنده ترین سند بندگی و خاکساری و تسلیم بودنش در برابر اراده خداوند است. آن بزرگ مظلوم تاریخ می دانست که نهال نو پای دین را تاب تحمل تندبادهای اختلاف و تفرقه نیست؛ در آشفته بازار نفاق و هوا پرستی کالای حقیقت خریدار ندارد و هر بی بصری را توان دیدن خورشید تابناک ولایت علوی(ع) نیست.

 

وقایع دوره خلافت امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام

پس از قتل عثمان اجتماع عظیمی از مسلمانان در مسجد تشکیل شد، به نحوی که مسجد لبریز از جمعیت گردید. هدف از اجتماع تعیین خلیفه بود. شخصیت های بزرگی از مهاجرین وانصار، مانند عمار یاسر وابوالهیثم بن التیهان ورفاعة بن رافع و مالک بن عجلان وابو ایوب انصاری و...نظر دادند که با علی بیعت کنند. بیش از همه عمار در باره علی سخن گفت واز آن جمله بود که: شما وضع خلیفه پیشین را دیدید. اگر زود نجنبید ممکن است به سرنوشتی مانند آن دچار شوید. علی شایسته ترین فرد برای این کار است وهمگی از فضایل وسوابق او آگاهید. در این هنگام همه مردم یک صدا گفتند: ما به ولایت وخلافت او راضی هستیم.آن وقت همه از جا برخاستند وبه خانه علی ریختند. امام علیه السلام خود نحوه ورود جمعیت را به خانه اش چنین توصیف کرده است: آنان به سان ازدحام شتر تشنه ای که ساربان عقال وریسمانش را باز کند ورهایش سازد بر من هجوم آوردند، که گمان کردم که می خواهند مرا بکشند، یا بعضی از آنان می خواهد بعضی دیگر را در حضور من بکشند.

 

برگی از دفتر فضائل امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام

برای علی (ع) آسان بود که پیامبر (ص) را در غار همراهی کند، اما برای ابی بکر،یا عمر و یا هر صحابی دیگر آسان نبود که شب هجرت در بستر پیامبر (ص) بخوابد، و جانش را فدای پیامبر (ص) و خود را آماده برای رویارویی با تهاجم قریش کند،تهاجم مورد انتظاری که ده نفر از مردان دلاور عهده دار انجام آن شدند و در رای و تصمیم آنان صدها بلکه هزاران نفر از مردم مکه هم قسم شده بودند. در توان هیچ کسی از اصحاب نبود که عهده دار نقش علی در جنگ بدر باشد، زیرا در آن جنگ حدود نیمی از قریش به دست او کشته شدند، و در حالی که سرنوشت اسلام در یک کفه ترازو قرار داشت، او کفه ارتش کوچک اسلامی را با کوشش فردی خود سنگین تر ساخت. در توان هیچ صحابی نبود که نقش علی را در احد عهده دار شود، آن گاه که اصحاب رو به فرار گذاشتند، از کوه بالا می رفتند و به کسی توجه نمی کردند، در همان حال که پیامبر (ص) از پشت سر به آنان بانگ می زد، او را تنها گذاشتند، تا به تنهایی با هزاران نفر از مشرکان روبرو شود، و کسی جز علی با او نماند.

مقالات دیگر...

صفحه1 از51

JoomShaper